7Back                   Next8

 Ghazaliat

7Back to list

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

 

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

 

و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست

 

و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم

 

و آنک سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست

 

و آنک جان‌ها به سحر نعره زنانند از او

 

و آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست

 

جان جان‌ست وگر جای ندارد چه عجب

 

این که جا می‌طلبد در تن ما هست کجاست

 

پرده روشن دل بست و خیالات نمود

 

و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست

 

عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد

 

و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست

 

بازگشت به فهرست