Classes

 

Masnavy Daftar 1

55: Javabe khargoosh nakhchiran ra

 

7Back                 Next8

بازگشت به فهرست

7Back to list

جواب خرگوش نخچیران را

 

گفت ای یاران حقم الهام داد

 

مر ضعیفی را قوی رایی فتاد

 

آنچ حق آموخت مر زنبور را

 

آن نباشد شیر را و گور را

 

خانه‌ها سازد پر از حلوای تر

 

حق برو آن علم را بگشاد در

 

آنچ حق آموخت کرم پیله را

 

هیچ پیلی داند آن گون حیله را

 

آدم خاکی ز حق آموخت علم

 

تا به هفتم آسمان افروخت علم

 

نام و ناموس ملک را در شکست

 

کوری آنکس که در حق درشکست

 

زاهد ششصد هزاران ساله را

 

پوزبندی ساخت آن گوساله را

 

تا نتاند شیر علم دین کشید

 

تا نگردد گرد آن قصر مشید

 

علمهای اهل حس شد پوزبند

 

تا نگیرد شیر از آن علم بلند

 

قطره‌ی دل را یکی گوهر فتاد

 

کان به دریاها و گردونها نداد

 

چند صورت آخر ای صورت‌پرست

 

جان بی‌معنیت از صورت نرست

 

گر بصورت آدمی انسان بدی

 

احمد و بوجهل خود یکسان بدی

 

نقش بر دیوار مثل آدمست

 

بنگر از صورت چه چیز او کمست

 

جان کمست آن صورت با تاب را

 

رو بجو آن گوهر کم‌یاب را

 

شد سر شیران عالم جمله پست

 

چون سگ اصحاب را دادند دست

 

چه زیانستش از آن نقش نفور

 

چونک جانش غرق شد در بحر نور

 

وصف و صورت نیست اندر خامه‌ها

 

عالم و عادل بود در نامه‌ها

 

عالم و عادل همه معنیست بس

 

کش نیابی در مکان و پیش و پس

 

می‌زند بر تن ز سوی لامکان

 

می‌نگنجد در فلک خورشید جان

 بازگشت به فهرست