Classes
|
Masnavy Daftar 1 58: Mane kardan khargoosh az raz eishan ra |
|
منع کردن خرگوش از راز ایشان را
|
گفت هر رازی نشاید باز گفت |
جفت طاق آید گهی گه طاق جفت |
||
|
از صفا گر دم زنی با آینه |
تیره گردد زود با ما آینه |
||
|
در بیان این سه کم جنبان لبت |
از ذهاب و از ذهب وز مذهبت |
||
|
کین سه را خصمست بسیار و عدو |
در کمینت ایستد چون داند او |
||
|
ور بگویی با یکی دو الوداع |
کل سر جاوز الاثنین شاع |
||
|
گر دو سه پرنده را بندی بهم |
بر زمین مانند محبوس از الم |
||
|
مشورت دارند سرپوشیده خوب |
در کنایت با غلطافکن مشوب |
||
|
مشورت کردی پیمبر بستهسر |
گفته ایشانش جواب و بیخبر |
||
|
در مثالی بسته گفتی رای را |
تا ندانند خصم از سر پای را |
||
|
او جواب خویش بگرفتی ازو |
وز سالش مینبردی غیر بو |
![]()