Classes
|
Masnavy Daftar 1 61: Tolidane shir az dir amadane khargoosh |
|
تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش
|
همچو آن خرگوش کو بر شیر زد |
روح او کی بود اندر خورد قد |
||
|
شیر میگفت از سر تیزی و خشم |
کز ره گوشم عدو بر بست چشم |
||
|
مکرهای جبریانم بسته کرد |
تیغ چوبینشان تنم را خسته کرد |
||
|
زین سپس من نشنوم آن دمدمه |
بانگ دیوانست و غولان آن همه |
||
|
بر دران ای دل تو ایشان را مهایست |
پوستشان برکن کشان جز پوست نیست |
||
|
پوست چه بود گفتههای رنگ رنگ |
چون زره بر آب کش نبود درنگ |
||
|
این سخن چون پوست و معنی مغز دان |
این سخن چون نقش و معنی همچو جان |
||
|
پوست باشد مغز بد را عیبپوش |
مغز نیکو را ز غیرت غیبپوش |
||
|
چون قلم از باد بد دفتر ز آب |
هرچه بنویسی فنا گردد شتاب |
||
|
نقش آبست ار وفا جویی از آن |
باز گردی دستهای خود گزان |
||
|
باد در مردم هوا و آرزوست |
چون هوا بگذاشتی پیغام هوست |
||
|
خوش بود پیغامهای کردگار |
کو ز سر تا پای باشد پایدار |
||
|
خطبهی شاهان بگردد و آن کیا |
جز کیا و خطبههای انبیا |
||
|
زانک بوش پادشاهان از هواست |
بارنامهی انبیا از کبریاست |
||
|
از درمها نام شاهان برکنند |
نام احمد تا ابد بر میزنند |
||
|
نام احمد نام جملهی انبیاست |
چونک صد آمد نود هم پیش ماست |
![]()