Classes

 

Masnavy Daftar 1

61: Tolidane shir az dir amadane khargoosh

 

7Back                 Next8

بازگشت به فهرست

7Back to list

تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش

 

همچو آن خرگوش کو بر شیر زد

 

روح او کی بود اندر خورد قد

 

شیر می‌گفت از سر تیزی و خشم

 

کز ره گوشم عدو بر بست چشم

 

مکرهای جبریانم بسته کرد

 

تیغ چوبینشان تنم را خسته کرد

 

زین سپس من نشنوم آن دمدمه

 

بانگ دیوانست و غولان آن همه

 

بر دران ای دل تو ایشان را مه‌ایست

 

پوستشان برکن کشان جز پوست نیست

 

پوست چه بود گفته‌های رنگ رنگ

 

چون زره بر آب کش نبود درنگ

 

این سخن چون پوست و معنی مغز دان

 

این سخن چون نقش و معنی همچو جان

 

پوست باشد مغز بد را عیب‌پوش

 

مغز نیکو را ز غیرت غیب‌پوش

 

چون قلم از باد بد دفتر ز آب

 

هرچه بنویسی فنا گردد شتاب

 

نقش آبست ار وفا جویی از آن

 

باز گردی دستهای خود گزان

 

باد در مردم هوا و آرزوست

 

چون هوا بگذاشتی پیغام هوست

 

خوش بود پیغامهای کردگار

 

کو ز سر تا پای باشد پایدار

 

خطبه‌ی شاهان بگردد و آن کیا

 

جز کیا و خطبه‌های انبیا

 

زانک بوش پادشاهان از هواست

 

بارنامه‌ی انبیا از کبریاست

 

از درمها نام شاهان برکنند

 

نام احمد تا ابد بر می‌زنند

 

نام احمد نام جمله‌ی انبیاست

 

چونک صد آمد نود هم پیش ماست

بازگشت به فهرست